بدجوری زخمی شده بود...

رفتم بالای سرش.نفس نفس می زد
بهش گفتم زنده ای ؟
گفت: هنوز نه!

خشکم زد،تازه فهمیدم چقدر دنیامون با هم فرق داره...

اون زنده بودن رو توی شهادت می دید و من...