سلام دوستان خوبم

بچه ها امروز سه شنبه ست. فک کردم خاطره ی حرم را بنویسم که خییییلی برام قشنگ تموم شد.

پس برید به ادامه مطب.




باسمه تعالی

پنج شنبه شب بود که دلم هوای حرم کرد.

قرار شد با علی برم. ولی .........

آره علی میخواست با خانواده بره و من تنها برم. خیلی برام سخت بود.

علی (دوستم، همونی که تو پست افطاری حرم بهم تذکر داد)گفت با ما بیا بریم زیارت. تو ماشین جا هس.
خیلی دیر رسیدیم یعنی به نماز مغرب نرسیدیم چون خیابون ها شلوغ بود.
خلاصه بعد نماز تو صحن رضوی با علی رفتیم عکس بگیریم. آخه با خودم دوربین برده بودم حرم.
چون مراسم تو صحن رضوی بود این صحن خییییلی شلوغ بود.

شروع کردیم عکاسی رو. بیشتر موضوعی گرفتیم.
بعد از صحن رضوی رفتیم تو رواق امام خمینی(ره) دیدم اوه اوه ورودی مقبره شیخ بهایی به سمت صحن آزادی بسته ست. پس راه رو کج کردیم و رفتیم مسجد گوهرشاد.
چه عکسای توپی شد.
با چشمامون گفتیم بریم ضریح؟؟؟ آره هر دو مون موافق بودیم . آخر راهی شدیم. اونجا هم از ضریح عکس گرفتم البته دور از چشم خادم ها. یعنی علی مواظب خادم ها بود و من عکس میگرفتم.
فک نمیکردم بتونم به ضریح نزدیک بشم. البته از اول هم این قصد رو نداشتم ولی عنایت امام بود.

نسبتا خلوت بود. ولی خیـــــــــــــــلی چسبید.

آخر از ضریح دل کندیم و از خروجی باب الرضا(ع) صحن رضوی برگشتیم خونه.

راستی همون جوری که گفتم نایب الزیاره همتون بودم (اگه حق تعالی قبول کنه)

عکسا رو برا دانلود قرار میدم تا استفاده کنید.

(بهاش یک صلوات برا ظهور امام زمان «عج» )

دانلود

منتظر نظرات قشنگتون هستم.

ما رو هم دعا کنید.

درپناه حق و امام رضاع